مقایسه لیست

کجور را بیشتر بشناسید

کجور را بیشتر بشناسید
اين بخش در سال ۱۳۶۹تحت نام بخش کجور ايجاد گرديد. در حال حاضر با جمعيتي معادل ۱۲۷۸۶ نفر به ۳۵۹۱ خانوار بر اساس آمار سرشماري نفوس و مسكن ۱۳۸۵ سرويس مي دهد. به لحاظ قرارگيري و نحوه مکان يابي جغرافيايي کاملاً کوهپایه ایی و کوهستانی می باشد.

مرکزيت اين بخش روستای پول مي باشد که تقريباً مرکز جغرافيايي مي باشد. از لحاظ معيشتي اکثر ساکنين اين بخش به سبب شرايط محيطي ، کشاورزی در آن رونق دارد و در سالهاي اخير حرکاتي در بخش صنايع کوچک تبديلي در حال شکل گيري مي باشد که عموماً به خاطر مزيت نسبي که اين بخش از آن برخودار مي باشد در مکانهايي نزديک جاده اصلي .استقرار يافته اندموقعيت جغرافيايي روستاي کجور

روستای مورد مطالعه از نظر موقيت جغرافيايي در طول جغرافیایی ˚۵۱ و ۳۵ دقيقه و ۳۵ ثانیه شرقي و عرض جغرافیایی ˚۳۶ و ۲۳ دقيقه شمالي و ۵۱ درجه و ۴۴ دقیقه شرقی واقع گردیده است. ارتفاع روستای کجور از سطح آبهای آزاد به ۱۵۵۰متر می رسد که در جنوب شرقی شهرستان نوشهر قرار گرفته است . به لحاظ موقعيت جغرافيايي روستا از سمت شمال به روستای چمرکوه ، از جنوب به روستا های پیچلو ، لیگوش ، انگیل ، سریوده از غرب به روستاهای چناربن ،لاشك و از سمت شرق به روستاهای فیروزکلای علیا و سفلی میرسد.

فاصله تا مراکز سطوح تقسیماتی دهستان ، بخش ، شهرستان و استان

روستای کجور به لحاظ موقعیت قرارگیری و فواصل دسترسی در جایگاه مناسبی در منطقه برخودار می باشد. یکی از شاخصهای اساسی در تعیین مکانهای مرکزی براساس مدلهای مختلف از جمله مکان مرکزی کریستالر و آگوست لوش ، فاصله می باشد. روستای کجور با قرار گرفتن در مرکز منطقه ، به لحاظ خدمات رسانی به روستاهای حوزه نفوذ از جایگاه مناسبی برخوردار می باشد و روستاهای بسیاری را در شعاع عملکردی خود دارد.

زبان و لهجه

غالب به اتفاق مردم روستای کجور به زبان کردی تکلم می کنند واقع می توان گفت که زبان غالب و رایج در روستای کجور کردی می باشد. غالباً کرد زبانان از طایفه خواجه وند می باشند. به لحاظ لهجه نیز به تبعیت منطقه و استانی که در آن زندگی می کنند دارای لهجه مازندرانی بوده و در صورت نیاز و بر حسب ضرورت با لهجه مازندرانی و فارسی نیز تکلم می کنند. در واقع می توان گفت که تکلم اهالی روستای کجور تلفیقی از زبان کردی و لهجه مازندرانی می باشد. مردم این روستا از کرمانشاه ، یاسوج وکردستان به کجور کوچانده شده اند
قومیت

از نظر پيشينه تاريخي در خصوص تقسيمات سياسي ، در گذشته مرزبندي تقسيمات سياسي از نقطه نظرهاي فرهنگي ، معيشتي و جغرافيايي کاملاً منطبق با محدوده واقعي سياسي آن نبوده و به مرور در سالهاي اخير مرزبندي سياسي- اداري شهرستان ، بخش ، دهستان و روستاها براساس حاکم تا حدودي به شکل واقعي انطباق يافت. روستا کجور از نظر تقسيمات سياسي در محدوده دهستان توابع كجور از بخش کجور شهرستان نوشهر واقع گرديده است. مرزبندي دهستان توابع كجور براساس ويژگيهاي طبيعي و تاريخي صورت گرفته است. بنابراين روستا به لحاظ موقعيت مناسب استقرار از نظر تقسيمات سياسي ، مطلوب به نظر مي رسد و مشکل خاصي در اين خصوص مشاهده نمي شود.


بعد از ورود آریایها به ایران آنان به سه گروه تقسیم بندی شدند. گروه اول مادها بودند که به سمت غرب ایران حرکت کردند و گروه دیگر پارت ها که در شمال شرق ایران سکنی گزیدند و در نهایت گروه سوم نیز پارسها که در جنوب ایران و در سرزمین فارس فعلی ساکن گشتند. اهالی روستای کجور غالباً از اقوام کُرد می باشند. این قوم از نژاد آریایی بوده و شاخه بزرگی از مادها را تشکیل می دهند و غالباً در غرب ایران در مناطق کردستان و کرمانشاه فعلی ساکن می باشند. در دوره های حکومت شاهان سابق از جمله قاجار و پهلوی به خاطر وجود یکسری از درگیریهای سیاسی و با اهداف مختلف ، عده ای از این کردها به شمال ایران کوچانده شدند. مهمترین منطقه ای که این اقوام ساکن شدند ، منطقه مورد مطالعه یعنی کجور و روستای کجور می باشددین، مذهب و فرقه مذهبی

تمامی ساکنین روستای کجور به لحاظ دینی ، مسلمان بوده و غالب به اتفاق نیز شیعه مذهب می باشند

وجه تسميه و گذشته تاريخي روستاي کجور

روستای کجور در طول تاریخ بانامهای مختلفی ازجمله رویان ، گنجور ، کچور ، کجه وکجور آورده شده است . در زمينه پيشينه تاريخي منطقه بايد گفت سابقه تاريخي روستا متأثر از سابقه تاريخي استان و منطقه است. استان مازندران از ديرباز جامعه اي اسکان يافته بوده و قدمت سکونت به شش هزار سال قبل بر مي گردد. در حقيقت يکي از قديمترين ايالت هاي ايران و مرکز عمده تمدن آرياييها در شمال ايران بوده است. اين استان بزرگترين و آبادترين سرزمين در شمال ايران در سده هاي اوليه اسلامي و قبل از آن بوده است. منطقه در زمان هخامنشيان به بعد به صورت يک ايالت با تشکيلات منظم درآمد با ورود اسلام در سده هاي اوليه آن به خصوص دوران طلايي اسلام و بعد از آن مازندران نقش مهمي در شکوفايي فرهنگ و تمدن اسلامي و ايراني داشته است.
در تقسيمات جغرافيايي تاريخي طبرستان ، مازندران غربي از شرق به غرب شامل سه ناحيه نور ، كجور و كلارستاق مي شود. مجموع اين سه منطقه را به علاوه طالقان و تنكابن سابقاً رويان مي گفتند. نام رويان در برخي منابع تاريخي نيز به عنوان شهر ذكر شده است مثلاً در كتاب حدود العالم المشرق الي المغرب كه به سال ۳۷۲ قمري تأليف شده است چنين آمده است كه قسمتي از خاك طبرستان سلطاني جداگانه بنام استندار داشته و شهرهاي ناتل و چالوس و روذان (= رویان) و كلار
یاقوت در معجم البلدان خود كه به سال ۶۲۳ قمري نوشت ، ذيل كلمه رويان مي نويسد: رويان نام شهري بزرگ و كوه وسيعي از كوههاي طبرستان است. بزرگترين شهري از طبرستان كه در دشت است آمل و بزرگترين شهر كوهستاني رويان است. رويان در اقليم چهارم است(از آستارا تا استرآباد، ص ۱۶۲).
اما با توضيحاتي كه رابينو در كتاب مازندران و استرآباد از قول ابوالفداء مي دهد مشخص مي گردد كه رويان به عنوان نام منطقه صحيح است نه به عنوان نام شهر و شهر مورد نظر مورخين مذكور همان شهركجور مي باشد:
ابوالفداء مي نويسد شهر رويان به شهرستان نيز معروف بر قله محلي كوهستاني در ۱۶ فرسخي قزوين واقع بوده و بر طبق اظهارات ياقوت رويان پايتخت ناحيه كوهستاني طبرستان بود. چنانكه آمل مركز قسمت جلگه و هموار آن بود. رويان عماراتي زيبا داشت و باغات آن از لحاظ حاصلخيزي مشهور بود. نزديك رويان شهر كوچك سعيد آباد واقع بود. در تاريخ ۲۱ ذي الحجه ۷۴۰ هجري (۱۲۴۰ میلادی) استاندار جلال الدوله اسكندر شروع به تجديد بناي قلعه و شهر كجور نمود. رويان (كه كجور هم خوانده مي شد) در موقع تاخت و تاز مغول خراب شد. مغولها در زمان چنگیز وبه فرمان وی به مازندران حمله شد . سپاه تیمور در مازندران باسپاه مرعشیان در تاریخ ششم ذی القعده سال ۷۹۴ه.ق. برخورد کردند با اینکه مقاومت زیادی از طرف مازندرانی ها صورت گرفت اما تاب مقاومت نداشتند . مرعشیان در قاعه ماهان پناهنده شدند . سید کمال الدین فرمانده سپاه مرعشیان حدود دو ماه در این قلعه مقاومت کرد . سپس مغولها به کجور دست یافته وآن را ویران نمودند . می گویند آنقدر کشتار در کجور صورت گرفته که صدایی از خروسی تا چندین ماه در نمی آمد . آثار کجور بعد از حمله مغول کاملأ محو گشته بود . در زمان ملک جلال الدوله اسکندر نه تنها کجور بلکه تمامی شهرهای مازندران را به همراهی برادرانش که هرکدام پادشاه منطقه ای بودند ترمیم شد. ملک جلا ل ادوله اسکندر در اطراف شهر باروها كشيد و ارك آنرا در ۲۱ ذي الحجه ۷۴۶ هجري تمام كرد و در ناحيه رويان قلعه شاه دز را كه خود در آنجا منزل داشت بنا نمود. نام رويان تا نيمه دوم سده هشتم هجري بكار مي رفته است و پس از آن كم كم از جغرافياي مازندران ناپديد شده است و به جايش كلمه رستمدله يا رستمدار به ميان آمده است.
در مورد اين تغيير نام نيز در كتابهاي تاريخي معاصر اختلاف نظرات مي باشد. آقاي دكتر منوچهر ستوده كه تحقيقاتشان مستندتر و قابل اعتمادتر از منبع قبلي مي باشد در اين مورد معتقدند: همين ناحيه رويان با كمي اختلاف مرزي از اوايل قرن هفتم به نام « استندار » خوانده شد. در كتاب تاريخ رويان مولانا اولياء الله آملي كه در سال ۷۴۶ قمري پايان يافته است سي بار به لفظ استندر بر مي خوريم با دقت در اين متون مي توان به اين نتيجه رسيد كه حدود خاك رستمدار در متون همزمان يا نزديك به زمان تأليف اين كتاب نظير نزهته القلوب حمدالله مستوفي نيز لغت رستمدار ديده مي شود كاملاً قابل انطباق با حدود خاك رويان است.
بنابراين خاك رويان يا رستمدار كه شهر كجور از شهرهاي معظم آن بوده است شامل ناحيه: كوهستان ، كلارستاق ، بيرون بشم ، ميان بشم ، كلاردشت ، كجور (شامل دشت و كوهستان) و نور (شامل دشت و كوهستان) لورا (شامل دهكده هاي كنار كرج رود تا دوآب شهرستانك وارنگه بزرگ و كوچك و رودبار قصران و لارقصران است. حد شرقي آن رودخانه هراز و حد غربي آن رودخانه نمكاو رود (نمك آبرو) و حد شمالي آن حاشيه درياي مازندران و حد جنوبي آن رشته كوههاي توچال است. ذيلاً به معرفي هر كدام از نواحي فوق الذكر پرداخته مي شود:
كلارستاق
نواحي ييلاقي كلارستاق پيوسته كوهستان ناميده مي شدند. عناوين كوهستان شرق ، كوهستان غرب و بيرون بشم برجسته ترين و صعب العبورترين ارتفاعات مازندران را شامل مي شدند. كوهستانهايي كه هرگز براي دشمنان منطقه دست يافتني نبودند.
قسمتهايي از كوهستان يعني مناطق ايلت ، دلير و انگوران در زمانهاي گذشته در قلمرو اسمعيليه قرار داشتند كه هنوز هم آثار قلاع و برجهاي فراوان آنها در اين محدوده باقي مانده اند. مانند قلعه گردرو در حدفاصل بين ايلت و هريجان و قلعه گردن كه در بالاي دزبن سر راه ايلت قرار دارد. وجه تسميه دزبن چنان است كه ابتدا دژبن بوده است يعني زير دژ يا بن دژ و بر اثر كثرت استعمال يا به دلايل ديگر دزبن تغيير يافته است. خرابه هايي كه در قسمت شرقي دهكده ايلت ديده مي شود نشان دهنده شهروند بودن اين منطقه در زمانهاي گذشته است. نشانه هايي از سنگ چينهاي ساختماني و تنبوشه هاي پخش آب هنوز هم ديده مي شوند. آشكار است كه منطقه كوهستان غرب و حتي مناطق كلاردشت و بيرون بشم روزگاري زير نفوذ قدرت اسمعيليه بودند آثار و بقاياي دختر قلعه هاي متعدد و دژها در اين مناطق نشانه بارز اين ادعاست.
دختر قلعه گردرو بين بيرون بشم و كوهستان غرب و روبروي ولي آباد در هرازچم بين الامل و گردونه اسلك قرار دارد و خط الرأس آن از يكسو به كوهستان كهار بالاي گته ده در طالقان امتداد دارد و از سوي ديگر تا دزبن كشيده شده است.
قلعه ديگري در گردنه تلي كش بالاي دزبن قرار دارد كه به قلعه تلي كش نيز معروف است. دختر قلعه سلطان سرا ، در قلعه كوهستان پُل كرات و در اعماق جنگل وجود دارد كه استخر و آثار ديوار و ديگر متعلقات يك قلعه قديمي در آنجا ديده مي شود.
بطور كلي در همه اين دختر قلعه ها بقاياي سنگها و آجرهاي خام و ساروج و ديگر ملزمات مناسب روز براي استحكام و ساختمان اين قلاع باقي مانده است. بهترين دليل بودن كلمه دختر در جلو اين قلعه ها بكر بودن آنها در زمان حمله دشمن بوده است. بدين معني كه دختر قلعه ها هرگز براي دشمنان و بيگانگان دست يافتني نبودند علاوه بر اين قلعه ها سنگرهاي محكم ديگر بنام « دژ » در سراسر معبرهای تنگ و راههای متعد قدیمی منطقه وجود داشت بنام دژبن (كه اكنون دزبن خوانده مي شود) از دژ مستحکمي در بالاي كوه مشرف به مهمانخانه دزبن حكايت دارد كه خرابه هاي آن برجا مانده است.
تاريخ شهرهاي منطقه
شهرهاي قديمي ايران از نظر جغرافيايي در نقاطي پا گرفته اند كه عامل ناهمواري نقش محدود كننده اي نداشته است. از آنجايي كه علت وجود شهرها علاوه بر عامل نظامي يا ارتباطي ، بطور عمده اقتصادي به ويژه مبادله كالايي بوده است. بسياري از شهرهاي ايران در كانونهايي پا گرفته اند كه پسكرانه زراعي وسيعي در پيرامون آنها وجود داشته است. در نواحي كوهستاني به دليل نبود زمينهاي مستعد كافي براي كشاورزي ، مناسبات توليدي در زمينه توليدات زراعي وجود نداشته است و يا اينكه در حدي نبوده است كه بتواند بصورت مازاد توليدات كشاورزي مبادله شود. از طرف ديگر صورت بندي اجتماعي مستقر در نواحي كوهستاني ، عمدتاً جوامع ايلي و كوچ نشين را شامل مي شد كه به تبعيت از چراي دام ، پيوسته از محلي به محل ديگر كوچ مي كردند. اين عدم وابستگي پايدار به محيط طبيعي ، خود يكي از مهمترين دلايل عدم پيدايش و تكوين كانونهاي شهري در نواحي كوهستاني است.
از نظر حمل و نقل و خطوط ارتباطي نيز كوهستانها برخلاف دشت ها و نواحي هموار مشكلات زيادي به همراه دارند. در فصول سرد زمستان بارشهاي زمستاني بصورت برفها و يا ريزش باران در ديگر فصول مانع بزرگ ارتباطي به شمار مي آيند. از اين رو شهرهاي كوهستاني در امتداد راهها و گذرگاههاي موجود واقع شده اند.
متون تاريخي و همچنين آثار بجا مانده از گذشته مؤيد اين است كه در دورههاي مختلف تاريخي، چندين شهر در ناحيه مطالعاتي شكل گرفته و قرنها به حيات خود ادامه دادند يا مي دهند. با توجه به موقعيت خاص منطقه (كه در واقع دروازه غربي طبرستان محسوب مي گرديد) اكثر شهرهاي اين ناحيه ، شهرهايي با اهداف نظامي بوده اند بدون پسكرانه هاي لازم زراعي. از اين رو در طول تاريخ ، با تغيير شرايط منطقه و يا بر اثر حوادث طبيعي برخي از آنان اهميت خود را از دست داده اند. امروزه به عنوان يك روستا مطرح مي باشند (شهر كجور و توير) و فقط شهرهايي توانستند به حيات خود تا عصر ادامه بدهند كه علاوه بر ساير عملكردها نقش اقتصادي مركزيت نواحي روستايي را نيز داشته باشند (چالوس) و يا اينكه در سالهاي اخير نقشهاي جديد را تقبل كرده باشند. بطور مثال شهر كلاردشت با توجه به اهميت روزافزون توريستي اش به شدت در حال رشد و توسعه مي باشد و همانطوريكه در گزارش مرحله اول نيز ذكر گرديد ، در سالهاي اخير داراي بالاترين ميزان رشد در بين شهرهاي استان مازندران بوده است
.
شهر كجورظهیرالدين در كتاب تاريخ مازندران مي نويسد: وقتي كه منوچهر در مقابل افراسياب مجبور به عقب نشيني شد در كوش رحل اقامت افكند و در جلگه كجور كه بالاي كوش است و آن موقع زير آب بود. چون رودخانه كجور راهي به دريا نداشت منوچهرصخره هايي كه جلو رودخانه را سد كرده بود ، بركند و آب بعضي از سنگها را تا ساحل دريا برد كه هنوز هم در محلي به نام سي سنگان ديده مي شوند. پس از خشك شدن آن اراضي را كشت و زرع كردند و منوچهر شهر رويان را در آن محل برپا ساخت.

روستای کجور

شهر تاريخي كجور از قديمي ترين ايام ، مركز ناحيه رويان و سپس پايتخت رستمدار بوده است. اين شهر كه در دامنه كوه بود حصاري محكم و استوار داشته است. ابن اسفنديار مي نويسد كه در سال ۲۷۳ محمدبن زين اسماعيل حالب الحجاره حصار كجور را مرمت كرد. اين عبارت مي رساند كه قبل از او حصاري بر اين شهر ساخته بودند. اين شهر كه خرابه هاي آن امروزه در منطقه وسيعي باقي است ، در تاخت و تاز مغولان خراب شد. ملك جلال الدوله اسكندر، روز شنبه بيست و يكم ذي الحجه موافق با بيست و هفتم تيرماه قديم سنه ۷۴۶ هجري بناي شهر كجور را گذاشت
رابينو مي نويسد كه در تاريخ ۲۱ ذي الحجه سنه ۷۴۰ قمري استندار جلال الدوله اسكندر شروع به تجديد بناي قلعه و شهر كجور كرد. نامبرده باروي شهر را تجديد بنا كرد و ارگ آنرا در ۲۱ ذي الحجه سال ۷۴۶ هجري تمام كرد و در ناحيه رويان قلعه شاه دز را كه خود در آن منزل داشت بنا نمود. در زمان او شهر كجور پايتخت بوده است .

كردهاي كجور
موج مهاجرتهاي اجباري به استان مازندران از دوره صفويه با اهداف سياسي نظامي آغاز شد. در اين دوره طوايفي از اقوام كرد از نواحي غربي ايران در خصوص تاريخ دقيق مهاجرت خواجه وندها روايت هاي متفاوتي وجود دارد، اما آنچه بنابر شواهد تاريخي درست تر مي نمايد اين است كه مهاجرت اجباري اقوام كُرد به نواحي مختلف از زمان شاه اسماعيل صفوي آغاز شده بود و در عهد پادشاهان ديگر همچون شاه عباس و حتي پس از زوال دولت صفوي نيز توسط نادرشاه افشار وكريم خان زند ادامه يافت. در واقع خواجه وندها پس از آرياييان دومين گروه مهاجري بودند كه به قصد اقامت دايم به اين مناطق وارد شدند.
خواجه وندها نسبت به ساير تيره ها از جمعيت بيشتري برخوردارند، به همين دليل در بعضي از نوشته هاي قديم، ايلهاي اين منطقه را خواجه وندها نيز مي نامند.
رابينو در سفرنامه مازندران و استرآباد مي نويسد:
سكنه كجور خواجه وندها و گيلك ها هستند كه هر كدام حاكم بخصوص دارند. سكنه نواحي تنكابن و كلارستاق و كجور كه سابقاً جزء رستمدار بودند، خود را مازندراني محسوب نمي دارند و مازندراني ها نيز آنها را گيلك مي شمارند. ايلها، در دوره هاي متفاوتي از تاريخ به اين منطقه كوچانده شده اند. اين مهاجرتها در پي سياست سركوبي مخالفان منطقه صورت گرفته است.
خواجه وندها اصلاً از کردستان ،کرمانشاه و لرستان هستند. آغامحمدخان قاجار آنها را از اردلان و گروس(بیجارکنونی) به مازندران غربی آورد تا با عبدالملکی ها که از شهریار به مازندران کوچ داده شده بودند ، تهران یعنی پایتخت را از هر گونه شورش و اغتشاش اهالی آن حدود محافظت کنند.عوامل مؤثر در شکل گیری روستا

ارتباط مستقيمي بين استقرار يك سكونتگاه با عوامل طبيعي ، اقتصادي و اجتماعي وجود دارد. از جمله عوامل مؤثر در شكل گيري روستاي کجور را مي توان وجود اراضي مستعد و حاصلخيز، جنگل، وجود رودخانه کاچ رود ، چشمه هاي متعدد ، آب فراوان ، وضعيت توپوگرافي منطقه ، زمينه مناسب دامداري ، وجود امامزاده و آثار تاريخي ذكر كرد.
بنابراين رمز حیات و زندگی روستاها و اقتصاد روستائی ایران در شرايط اقلیمی و نوسانات آب و هوائی کشور نهفته و این شرايط از زمان گذشته بسیار دور تا به حال حاضر قویاً مؤثر بوده است ، چنانچه دعای کوروش کبیر از خدای خود برای حفظ این مملکت از خشکسالی مؤید این مدعا است.مراحل رشد و توسعه روستا

مکان اولیه ایی که این روستا در آن شکل گرفته دقیقاً مشخص نیست و بنا به قول ريش سفيدان و مقامات محلي ، مکان اولیه را در کناره رودخانه و زمانی در مجاورت امامزادهایی بنام خالدو شعیب در مركز روستاوامام زاده عبدالله در قسمت شمال روستا می دانستند و افراد هم مکان فعلی را بیاد دارند ولی نگاه قابل ذکر اینست که در هر جای که بوده باشد از رودخانه کاچ رود چندان دور نبوده است. همچنین بدنبال نور و آفتاب کافی در وسط جنگل می گشته اند و گاهی هم زراعت می کرد.
در سالهای اخیر رشد و توسعه اصلی روستا به نحو چشمگیری به جاده ارتباطی بستگی دارد و افراد علاقه و تمایل بیشتری به جایگزین شدن در طرفین جاده اصلی تمايل نشان می دهند و بیشتر خانه های نوساز در این مکانها احداث شده اند. در پیشنهادات طرح هادی روستای مذکورهم شکل رشد متمرکز تائید شده و گسترش آتیه روستا را به جنوب کشانده اند.
آنچه در رابطه با فرم و شکل روستاهای متمرکز و این روستا قابل تفسیر است ، اینکه این نوع توسعه در فضای جغرافیایی امکان تأمین سرویس و خدمات و تجهیزات شهری را برای دسترسي سریع و آسان ممکن می سازد و رساندن تسهیلات زیر بنائی شهری مناسب و هزینه بالائی را برای مردم و مسئولین نخواهد داشت مثلاً لوله کشی آب ، شبکه برق ، ایاب و ذهاب اطفال برای مدارس ، مراجعه اهالی برای رفع نیازهای روزانه و در دسترسی به اماکن بهداشتی. اما مزایای این نوع شکل روستا – شهری را نمی توان انکار کرد

آستانه مبارکه امامزاده عبدالله واقع در کجور

عنوان محل تجمع ساكنان روستا محسوب مي گردد. لذا با توجه به مطالعات ميداني و اظهارات مسئولان محلي مركز محله روستاي کجور در قسمت مركزي و حاشيه فضاي مذهبي شكل گرفته است كه از ويژگي هاي اين مركز محله مي توان به تراكم واحدهاي مسكوني ، تجاري و همچنين تعداد شبكه معابر كه از چندين نقطه به آن محدود مي گردند، اشاره نمود.

مسجد صاحب الزمان واقع در کجور

آستانه مبارکه امام زاده سید محمد کیا

img

آرش احمدیان

نوشته های مرتبط

مازندران و خانه آرامگاه پدر شعر فارسی

خانه‌ام ابري است                    يکسره روي زمين...

بیشتر بخوانید ...
آرش احمدیان
توسط آرش احمدیان

قطب طبیعتگردی مازندران، دو هزار و سه هزار

اگر قصد خرید ویلا حوالی تنکابن رادارید و اتفاقی این...

بیشتر بخوانید ...
آرش احمدیان
توسط آرش احمدیان

مازندران و بهشتی به نام آلاشت

آلاشت کجاست؟ تا حالا اسم این منطقه رو شنیدید؟ چند بار...

بیشتر بخوانید ...
آرش احمدیان
توسط آرش احمدیان

تاریخ بحث